سفرنامه

سفرنامه تایلند(از کوچانگ تا بانکوک)

توسط محمدمهدی خاکبان

مجله دوچرخه و طبیعت

گزارشی که پیش­رو دارید تهیه شده از مجموعه­ یادداشت­ های روزانه ­ی سفر به تایلند است. این سفر با حمایت کامل سفارت پادشاهی تایلند در ایران و نهاد گردشگری این کشور صورت گرفته است. در این سفر اعضاء منتخب باشگاه دوچرخه ­سواری ماناسلو به عنوان سفیران دوچرخه­ سواری از ایران و نماینده­ ی نشریه­ ی دوچرخه ­و طبیعت، جهت آماده­ سازی این گزارش، حضور داشته ­اند. این سفر برای معرفی جاذبه­ های طبیعی و پنهانِ کشور تایلند برنامه­ ریزی شده بود.

آغاز برنامه: ۲۲/۶/۱۳۹۸

حدود ساعت شش بعدازظهر به همراه هشت نفر از اعضاء باشگاهِ دوچرخه­ سواری ماناسلو در فرودگاه امام­ خمینی تهران جمع شدیم و مراحل دریافتِ کارت­ پرواز و تحویل چمدان­ ها، عوارضِ خروج و مراحل بازرسی­ فرودگاه را پشتِ­ سر گذاشتیم. انتظار ما برای آغاز یک سفرِ ماجراجویانه و شروع حرکت به­ طرف تایلند، تا ساعت یازده شب، که ساعت پرواز ما بود به­ طول انجامید. مدت پرواز از ایران تا کشور پادشاهی تایلند چیزی در حدود شش­ ساعت­ ونیم است و به لحاظ تفاوتِ زمانی کشور تایلند پنج ساعت از ایران جلوتر است. بنابراین ما در حدود ساعت ده­ صبح  به­ وقت محلی به شهر بانکوک (پایتخت کشور تایلند) رسیدیم. نکته­ ی جالبی که در فرودگاه سووارنابومی (Suvarnabhumi Airport) بانکوک جلب توجه می­کرد حضور توریست­ هایی با رنگ، نژاد و قوم­ های گوناگون بود! این موضوع نشان­دهنده ­ی آن است که تایلند مقصدی محبوب، برای گردشگران سراسر دنیا به شمار می­رود.

برای ملاقات با لیدرهای تیم OCTO که قرار بود در بخش اول سفر (چهار روز ابتدایی) جهت برنامه دوچرخه سواری همراه ­شان باشیم، به بخشِ خروجی فرودگاه رفتیم. (این گروه که مسئولیت همراهی تیم ایران را داشتند، از طرف سفارت تایلند در ایران و نهاد گردشگری تایلند در خاورمیانه انتخاب شده بودند. در ادامه بیشتر از این گروه خواهیم گفت). پس از دیدار با لیدرها اقدام به تعوض یورو و دلار با بات (پول رسمی کشور تایلند) کردیم و از فرودگاه خارج شدیم. دو خودرو تویوتا و اس.یو.وی مسئول همراهی و پشتیبانی گروه بودند. در یکی از  خودروها، دوچرخه و بار قرار می­گرفت و در دیگری مسافرها

اولین روز در تایلند

برنامه­ ی روز اول به گونه­ای طراحی شده بود که به ­محض رسیدن و صرفِ یک میان­ وعده به سمت جزیره ­ی کوچانگ حرکت کنیم. در واقع جزیره­ ی کوچانگ مقصد اولیه ­ی سفر ما در تایلند بود. با اینکه شبِ گذشته را به طور کامل در هواپیما سپری کرده بودیم می­دانستیم که در بدو ورود باید آماده­ ی سفری مجدد برای رسیدن به جزیره­ی کوچانگ شویم. در این سفرِ کوتاه ما باید حدود سیصدوچهل کیلومتر را با ماشین­های تدارک دیده طی می­کردیم.

برای رسیدن به ساحل جنوبِ شرق تایلند شش الی هفت ساعت در راه بودیم و پس از آن چهل­ دقیقه زمان برد تا توسط کشتی به جزیره­ی کوچانگ برسیم. حالا دیگر ما به اولین مقصدِ سفر خود نزدیک شده بودیم، اما به خاطر روز خسته کننده­ای که از سر گذرانده بودیم و به دلیل  خستگی ناشی از پرواز تمایل داشتیم هرچه زودتر بتوانیم در مقصد، مستقر شده و استراحت کنیم. البته شاید بارش مداوم باران درکل مسیر هم بر شدت خستگی ما بی­تاثیر نبوده باشد. چند کیلومتر آخر را هم از ساحل جزیره­ ی کوچانگ تا غرب جزیره، که محل اقامت ما در سه روز آتی بود طی کردیم و زمانی به جزیره رسیدیم که آسمان کاملاً گرگ­ ومیش بود. محل اقامت ما یک هتل ساحلی در غرب جزیره­ی کوچانگ بود.

به محض ورود به هتل شرایط تغییر کرد! سازه­ های چوبی با رنگ تند قهوه­ای که زیر نور ملایم چراغ­ها خودنمایی می­کردند و صدای امواج دریا در یک محیط گرم و دوست­داشتنی چنان حال روحی­ مان را تغییر داد که فراموش کردیم یک روز کامل در راه بوده­ ایم و تشنه ­ی استراحتیم! صدای امواج و تلألو نورها در آن محیط رویایی راهِ ما را به ساحل دریا کشاند. در راهِ رسیدن به دریا استخری با نورپردازی آبی­رنگ در کف، توجه ما را به خود جلب کرد که بر زیبایی فضای آرامش­ بخش آنجا افزوده بود. برای ما که روز قبل را در میان هوای غبارآلود تهران گذرانده بودیم حالا بودن در چنین محیطی یک توفیق حسابی بود. حالا که این زیبایی­ ها را با چشم خود میدیدیم مطمئن شدم که این سفر طولانی تا کوچانگ  به تمام خستگی­ هایمان می­ارزد. شاید به چشم ما آنجا تکه ­ای از بهشت بود و حتی اگر راه رسیدن به آن، طولانی ­تر از راهی بود که ما آمده بودیم، باز هم آن را می­ پیمودیم.


روز دوم

درباره­ ی جزیره­ ی کوچانگ: کوچانگ یا همان جزیره­ ی فیل منطقه ­ای بسیار بکر و دست­ نخورده است که تمام سطح آن دارای پوششِ گیاهی است و درختانی مثل موز، نارگیل، دراگون و درختان دیگر استوایی در آن به وفور پیدا می­شوند. سومین و بزرگ­ترین جزیره پس از جزایر پوکت و ساموئی جزیره ­ی کوچانگ تایلند است. این جزیره در حدود سیصدکیلومتری شرق بانکوک در استان ترات واقع در خلیج تایلند در نزدیکی مرز کامبوج قرار دارد. سواحل بکر کوچانگ و آب شفاف و زلال آن در کنار دیگر جاذبه­ های آن از جمله دلایلی است که محبوبیت منطقه را در میان گردشگران بین­ المللی بیشتر کرده است. سواحل زیبا و پر از آرامشش که با آب­های کریستالی احاطه شده ­اند، یک مقصد رویایی برای مسافران دوست­دار طبیعت است.

در این منطقه میوه ­های استوایی به وفور یافت می­شوند تاجایی که به­ راحتی می­توان در کنار جاده، نارگیل­ ها و میوه­ های دیگر را دید که از درختان جدا شده و پس از رویشی دوباره درخت جدیدی را به وجود آورده­ اند. به این جزیره تنها یک جاده ­ی آسفالت منتهی می­شود و آن مسیری است که جزیره را دور می­زند و به­ جز آن هیچ  راه دیگری برای رسیدن به مرکز جزیره وجود ندارد.  همین موضوع باعث شده تا بافت جنگلی جزیره بکر و دست نخورده باقی بماند. درغرب جزیره و در امتداد خط­ ساحلیِ آن، اقامتگاه­ها و هتل­های بسیار زیبایی وجود دارد که طراحی آنها کاملاً سازگار با محیط منطقه است.

ترکمن‌صحرا، دشت مه‌زده

زمان مناسب سفر به کوچانگ:

کوچانگ دارای دو فصل اصلی است؛ فصل سرما از نوامبر شروع شده و تا انتهای فوریه ادامه دارد. این زمان جزیره شلوغ ­ترین روز‌های خود را سپری می‌کند. در تابستان آفتابی تضمین شده، آسمانی آبی و خیره کننده و دریایی آرام قابل مشاهده است؛ پس اگر ازدحام جمعیت اذیت­تان نمی­کند این فصل زمانی ایده­آل برای سفر به کوچانگ است. در طول این مدت دمای متوسط هوا بین بیست ­وهفت درجه­ تا سی درجه­ ی سانتیگراد است. حتی ممکن است در این زمان شما رعدوبرق نارنجی را نیز تجربه کنید.

صبح روز دوم با صرف یک صبحانه­ ی مفصل آغاز شد. سپس برای رکاب زدن تا جنوب­ شرقی جزیره آماده شدیم. جاده ­ها در تایلند همانند برخی از کشورهای دیگر چپ­رو هستند، به این معنا که برخلاف ایران ماشین­ها در سمت چپِ جاده حرکت می­کنند و فرمان آنها نیز در سمت راست قرار دارد. این نکته جزو مواردی بود که باید بسیار به آن توجه می­کردیم، چرا که برخلاف عادت ما باید از سمت چپ جاده رکاب می­زدیم.

دوچرخه­ سواری در جاده­ی ساحلی کوچانگ بسیار دلچسب و زیبا بود و گویا داشتیم در قطعه ­ای از بهشت پیش می­رفتیم. جلو رفتن در جاده­ای خلوت که از یک­سو با جنگل­های بکر پوشیده شده و از سوی دیگر در مجاورت دریای آزاد قرار دارد، تصاویر زیبا و ماندگاری را در حافظه ­ی­ مان ثبت کرد.

در نیمه ­های راه ابرها آسمان را پوشاندند و در دمایی حدود بیست­ وهشت درجه آسمان شروع به باریدن کرد! شدت باران آنقدر زیاد بود که در کمتر از چند دقیقه بخش­ های زیادی از جاده دچار آب­گرفتگی شد! شاید فکر کنید که قرار گرفتن در این موقعیت چه اتفاق ناخوشایندی است اما باید بگویم آن باران جزو دلچسب­ترین باران­هایی بود که در خاطر داشتیم! بارش آن روز یک نعمت آسمانی بود.

دوچرخه ­سوارانی که در این دما رکاب زده باشند خوب می­دانند که خالی کردن قمقمه­ ی ­آب به­ روی سر چقدر می­تواند لذت­بخش باشد، حالا در نظر بگیرید آسمان نعمتش را به سمت­تان روانه کرده باشد! تجربه دوچرخه­ سواری زیر بارانِ سیل­آسا آن هم در یک دمای ایده­آل همانند شنا با دوچرخه بود که با دو دهه تجربه­ در زمینه­ ی دوچرخه­ سواری نظیر آن را تجربه نکرده بودم.

البته ناگفته نماند که آنجا خبری از بالا آمدن فاضلاب­ها نبود. هر چه بود از جان طبیعت بود. پس با خیال راحت در میان آب­هایی پاک رکاب زدیم.

مقصدمان یک رستوران سنتی در جنوب­ شرقی جزیره بود. در واقع این یک مقصد نبود، بیشتر مثل یک­جور پاداش بود برای دوچرخه­سوارانی باران زده؛ آن هم نه یک پاداش معمولی بلکه پاداشی جذاب و شگفت­انگیز با غذاهای دریایی!

درباره­ ی غذاهای تایلند خیلی خلاصه باید بگویم که در رژیم غذایی مردم این کشور ماهی و غذاهای دریایی جایگاه ویژه­ای دارند و به­ دلیل منطقه ­ای که این کشور در آن واقع شده مواد اولیه بسیار تازه و در نتیجه غذاها تازه و خوشمزه هستند. روش پخت غذاها مخصوصِ خودشان است و با غذاهای ما ایرانیان و دیگر کشور­ها متفاوت است. به دلیل گستردگی بحث غذاها در این کشور، درباره­ ی این موضوع   یادداشتی با نام (غذای تایلندی با چاشنی گدازه های آتشین) نوشته ­ام. فقط این نکته را به یاد داشته باشید که زمان صرف صبحانه، ناهار و شام جزو موارد ویژه و لذت­های خاص سفر بود که برای هر وعده ­اش لحظه­ شماری می­کردیم.

بعد از صرف ناهاری مفصل، مسیر بازگشت به هتل را مجدداً  رکاب زدیم. با رسیدن به هتل نه تنها جذابیتِ روزِ متفاوتمان به پایان نرسید بلکه شوقِ استراحت درمحیط آرامش­ بخش هتل ساحلی و شندین صدای امواج دریا و نفس کشیدن در هوایی مطبوع، جانی دوباره به ما بخشید.

*در کوچانگ با هر بودجه­ ای که دارید می­توانید در اقامتگاه­ها و هتل­ های زیبا و مناسبِ آن، اقامت کنید و این آرامش بی­نظیر را در مکانی بکر تجربه کنید. بهترین راه برای بررسی هزینه­ های  اقامت در این جزیره استفاده وب سایت www.booking.com است. و یا می­توانید از طریق گوگل­ مپ کشور تایلند را جستجو کرده و سپس در جنوب­ شرقی آن، جزیره­ ی کوچانگ را پیدا کنید یا اینکه مستقیم «ko chang» را جستجو نمایید. از روی نقشه می­توانید انواع هتل ­ها را بیابید و یا از وب­سایت­ هایی که برای رزرو هتل ­ها استفاده می­شوند کمک بگیرید.


روز سوم

روز سوم
برنامه­ ی روز سوم، قواصی و دیدن جاذبه­ های دریایی جزیره ­ی کوچانگ بود که به­ دلیل ادامه ­ی بارندگی­ و از بین رفتن شفافیت آب ساحل امکان اجرای این مرحله فراهم نشد و ما از فضای رویایی هتل ساحلی نهایت استفاده را کردیم.
در این فضا ایجاد شده تصمیم دارم باشگان مانسولو و لیدرهای آن و تیم OCTO را معرفی کنم.

باشگاه دوچرخه سواری ماناسلو
باشگاه دوچرخه سواری ماناسلو و اعضا منتخب آن، سفیران دوچرخه سوار ایران در تایلند بودند که من هفت روز سفر را با این دوستان سپری کردم. این باشگاه توسط یک زوج دوچرخه سوار ندا ترابی و سهیل کوچکی هدایت می شود باید بگویم که آنها در کار خود حرفه ای و بسیار دلسوزانه عمل می کنند. و یکی از باشگاه های بسیار فعال در خصوص آموزش و اجرای تورهای طبیعت گردی هستند. اگر علاقه مند به تورهای طبیعت گردی با دوچرخه هستید آنها میتوانند یکی از بهترین میزبان های سفر شما باشند.
آدرس وب سایت: : www.manaslo.com

دویست روز دوچرخه سواری در دمای منفی چهل درجه

آدرس صفحه اینستاگرام: manaslotour@

معرفی  تیم OCTO : این تیم مسئول اجرایی بخش دوچرخه سواری سفر ما به تایلند بودند. اگر تصمیم داشته باشید با دوچرخه به تایلند سفر کنید این تیم به خوبی می­توانند تمامی برنامه ­ریزی­های مورد نیاز را با تسلط کافی برایتان انجام دهند.

باشگاه OCTO:

مقر اصلی این باشگاه در بانکوک است و به­ صورت تخصصی روی تورهای داخلی و خارجیِ دوچرخه­ سواری فعالیت می­کند. ما در این سفر با مدیر، لیدر، مربی و عکاس این باشگاه همراه بودیم. تجربه­ ی همراهی با این تیم به ما ثابت کرد که آنها در عین جوان بودن بسیار با تجربه و توانمند عمل­ می­کنند. این مجموعه امکان برگزاری کلیه­ ی تورها را در سطوح مختلف دارد و با داشتن مربیانِ دوچرخه­ سوار محلی، مسیرهای خاص و بکری را برای اجرای تور پیشنهاد می­دهد.

صفحه­ فیس­بوک: octo cycling co.ltd

صفحه­ اینستاگرام: octocycling


روز چهارم

در روز چهارم ما به­ وسیله­ ی کشتی، جزیره­ ی زیبای کوچانگ را ترک کردیم. بعد از پیمودن چند کیلومتر و فاصله گرفتن از اسکله برنامه­ ی دوچرخه سواری مجدداً آغاز شد.

در مسیر به سمت تارت، از کنار روستاهای متعددی گذشتیم. عبور از بافت روستاییِ تارت می­توانست ما را کمی با  زندگی روزمره ­ی مردم، فرهنگ و سبک زندگی این بخش آشنا کند. البته شناختِ بیشتر ما، طی روزهای بعد و با استقرار بیشتر در شهر و بافت­ های روستایی حاصل شد.

درباره جنگل­های مانگرو:

جذاب­ترین بخش روز چهارم، دوچرخه­ سواری در جنگل­های مانگرو (مانگرو جامعه ­ی گیاهی است شاملِ؛ درختان و بوته‌هایی که در زیست­گاه‌های آبرفتی و آب­شور ساحلی مناطق گرمسیری و زیرگرمسیری، در عرض جغرافیایی زیر بیست ­وپنج درجه می‌رویند) بود. جنگل­هایی که برای ادامه ­ی حیات خود نیاز دارند تا ریشه و نیمی از تنه ­شان داخل آب و نیمِ دیگرشان بیرون از آب قرار بگیرد. این جنگل­ها اقلیم خاصی برای ادامه حیات نیاز دارند؛ بنابراین نمی­توان در هر جایی از کره ­ی ­زمین این جنگل­ها را مشاهده کرد. معمولاً هر کشوری که شرایط رویش چنین جنگل­ هایی را دارا باشد به عنوان مقصدی برای گردشگران معرفی می­شود. در جنوب ایران و در جزیره­ ی قشم، جنگل­ های مانگرو را به گستردگی می­توان پیدا کرد، البته بافت جنگل مانگروی استان تارتِ تایلند با جنگل­های جنوب ایران کمی متفاوت است اما ماهیت آنها یکسان است و هر دو با نام مانگرو شناخته می­شوند. متأسفانه در ایران این جنگل­ها توسط محلی­ ها برای خوراکِ دام قطع شده و از بین می­روند اما در تایلند به درستی از آنها محافظت می شود. نکته­ ی جالب در مانگرو استان تارت، ایجاد مسیری با عرض حدود دومتر و طول چند ده کیلومتر است که از کفِ زمین و آب، حدود دو تا سه متر فاصله دارد. این سازه با کمترین آسیبِ وارده به جنگل، مسیری فوق­ العاده را شکل داده و آن را به محل مناسبی برای پیاده­ روی و دوچرخه­ سواری تبدیل کرده است. نکته حائز اهمیت در ساخت این سازه، عدم قطع درختان است. این مسیر بین فاصله ­ی خالی درختان ساخته شده است. در حین عبور از روی این سازه بارها درختانی را مشاهده کردیم که از وسط مسیرِ ساخته شده، سر در آورده بودند که این امر نشان دهنده­ ی اهمیت درختان و ممنوعیت قطع و آسیب رساندن به آنها است.

دو مورد دیگر که به اهمیت این منطقه اضافه می­کند وجود ساحل شنی سیاه و وجود ماهی­ های دوزیست «گل­خور» بود که هردو جزو موارد نادر هستند. البته در هندیجان (نزدیکی ماهشهر)، در کنار ساحل خلیج ­فارس نیز نمونه­ ای از این ماهی­ ها وجود دارد که به نام «بوشلمبو» شناخته می‌شوند.

ساخت این مسیر با حمایت مالی کمپانی تویوتا صورت گرفته است که این موضوع، در مقایسه با شرکت­های ایرانی که در راستای حفظ طبیعت هیچ قدمی برنمی­دارند و نهایت فعالیت­شان محدود به تبلیغاتی منسوخ شده است، به­ چشم می­آید.

در ادامه­ی مسیر از شرقِ جنگل­های مانگرو خارج شدیم و روستاهای زیادی را از جمله مناطق مسلمان­ نشین پشت سرگذاشتیم. همچنین از کنار روستایی گذشتیم که نیمی از آن بر روی بستر رودخانه ساخته شده بود.

در مسیر بازگشت ما به طور پیوسته با شالیزارهای سبزرنگ، آسمانِ آبی و جنگل­های مملوء از درختان موز و استوایی همراه و هم­ مسیر بودیم.

برای ناهار در یک رستوران محلی در کنار رودخانه (tha taph) توقف کردیم و بعد از صرف غذاهای دریاییِ رنگارنگ و البته تند آماده حرکت به سمت شهر تارت (مقصد نهایی روز چهارم) شدیم. بودن در این راه ­ها و کشف لحظات منحصربه ­فردِ سفر، شگفتی­ های جهان را نمایان می­کند. زندگی همانند کتابی است که اگر در خانه بمانیم و سفر نکنیم انگار که از صفحه­ ی­ اولِ آن جلوتر نرفته ­ایم. همین حالا که یادداشت­های سفرِ تایلند را مرور می­کنم ناراحت هستم که چرا اکنون در سفر نیستم! شاید لازم باشد به ­زودی برنامه ­ی سفر هیجان­انگیز دیگری طراحی شود!


روز پنجم

برنامه ­ی روز پنجم، حرکت با خودرو به سمت بانکوک، پایتخت کشور پادشاهی تایلند بود. بنابراین صبح تارت را ترک و به سمت پایتخت حرکت کردیم و حدود بعدازظهر به مقصد رسیدیم.

(برنامه سفر به این شکل طراحی شده بود که در روز پنجم، بعد از رسیدن به بانکوک از مناطقی که بافت قدیمی و تاریخی دارند دیدن کنیم و در روز ششم به بافت مدرن بانکوک و بخشی از شهر که با نام ریه­ های بانکوک شناخته می­شود سر بزنیم و در نهایت برنامه را با بازدید از مجموع ه­ی کاخ­ های گراندپلاس به پایان برسانیم)

سیام نیرامیت بانکوک تنها یک تئاتر نیست!

بعد از مستقر شدن در هتل، آماده­ ی شهرگردی با دوچرخه در بافت سنتی و قدیمی بانکوک شدیم. انگار بخش هیجان­ انگیز سفر تازه شروع شده بود! بافت قدیمی و تاریخی بانکوک بیشتر شبیه داستان­ های عجایب بود تا یک شهر!  بافت این منطقه بسیار زیبا و چشم نواز است و  دوچرخه­ سواری و گردش در آن نه­ تنها خسته کننده نبود بلکه ما را شیفته­ ی معماری خود کرد.

در این شب از کنار برخی بناهای مهم این شهر گذر کردیم. بناهایی نظیر معبد وات­آرونWat Arun) Ratchavararam) و وات­پراکائو (Wat Phra Kaew) و معبد وات­پو (Wat Pho)  بودای خفته و معبد اصلی شهر (Pillar Shrine)  و حتی مجموعه­ کاخ­های عظیم گراندپلاس بانکوک.

 تصور کنید در یک شهر زیبا با خیابان ­هایی کاملاً ایمن و رانندگانی با فرهنگ، دوچرخه­ سواری چقدر می­تواند لذت­بخش باشد. همچنین از دیگر لذایذ دوچرخه­ سواری در بانکوک این است که می توان به کافه­ ها و دستفروش­ های غذاهای محلی سر زد و کلی غذاهای خوشمزه را تست کرد. اگر برنامه ­ی سفر به بانکوک دارید، دوچرخه­ سواری در شب را به­ هیچ­ عنوان از دست ندید.


روز ششم

درباره­ی شش­های بانکوک

در مرکز شهر بانکوک منطقه ­ای شبه­ جزیره مانند وجود دارد که توسط پیچ­ های رودخانه ­ی بانکوک به ­وجود آمده است.  نام این منطقه به­ دلیل حفظ جنگل و باغهای داخل آن به شُش(ریه)های بانکوک معروف است. به صورت معمول برای دسترسی به این منطقه باید از قایق استفاده کرد. نکته ­ی قابل توجه در این منطقه تفاوت بین دو سوی رودخانه است. بخش خارجی رودخانه قلمروی شهری مدرن است و سمت داخل رودخانه منطقه­ ای تقریباً دست نخورده است و یا می­توان گفت که در این منطقه زندگی به­ صورت کاملاً سنتی و روستایی در جریان است.

در صبح روز ششم از شرقی­ ترین بخش این شبه­ جزیره توسط قایق­ هایی که مدام عرضِ رودخانه را برای جابه­ جایی مردم طی می­کردند وارد آن شدیم. این دومین باری بود که از این قایق­ها برای گذر از عرض رودخانه (chao phraya river) استفاده می­کردیم. اولین­بار در غروب روز پنجم برای دیدن کاخ­آرون(Wat Arun Ratchavararam)  بود و این ­بار برای دوچرخه­ سواری و بازدید از منطقه­ ی شُش­ های بانکوک.

در شُش­ های بانکوک زندگی سنتی و روستایی در بافتی طبیعی و جنگلی در جریان است. در این منطقه جاده ­ها کاملاً در میان جنگل محصور هستند.

 در ابتدای ورود به این منطقه از کارخانه­ ای بازدید کردیم که پلاستیک ­هایی نظیر بطری نوشابه را بازیافت می­کرد و در نتیجه نوعی پارچه­ی مقاوم و بسیار لطیف می­ساخت؛ که از آن پارچه نیز برای تولید لباس و کفش استفاده می­کردند. سفر ما از این کارخانه شروع و با بازدید از معابد بودایی زیبایی که در این منطقه وجود داشت ادامه پیدا کرد.

شُش­ های بانکوک منطقه­ ای پوشیده از درختان انبوه و پر از مسیرهای فرعی است. اگر قصد سفر به بانکوک دارید پیشنهاد می­کنم دوچرخه ­سواری در این منطقه را تجربه کنید اما حتماً با یک همراهِ بومی و یا یک لیدر خبره اقدام به گردش کنید؛ چرا که احتمال گم شدن­تان در دل جنگل زیاد است!

دربخش شمال­ شرقی این منطقه پارک (Sri Nakhon) وجود دارد که در عین­ حالی که در دل جنگل است، امکانات و شرایط یک پارک جنگلی را دارد و اگر خیلی اهل ماجراجویی نیستید  می­توانید در این پارک با خیال راحت رکاب بزنید.

در پایان روز ششم از تئاتر سیام­ نیرامیت بازدید کردیم. این برنامه به­ قدری زیبا بود که نتوانستم به­ صورت خلاصه در این گزارش به آن اشاره کنم بنابراین گزارش مبسوطی درباره­اش نوشته­ ام که می­توانید آن را در یادداشت (سیام نیرامیت بانکوک تنها یک تئاتر نیست) مطالعه کنید.


روز هفتم:

روز هفتم با بازدید از مجموعه کاخ­ های گراندپلاس بانکوک شروع شد. این کاخ­ ها آنقدر زیبا و متحیر کننده هستند که نمی­شود به توضیحی چند خطی درباره­شان بسنده کرد. به­ همین جهت می­توانید گزارش کامل کاخ­ های گراندپلاس را در یادداشت (مجموعه کاخ های گراند پالاس بانکوک) مطالعه کنید.

بعد از بازدید مجموعه کاخ ­های گراندپلاسِ بانکوک به محل اقامت­مان در هتل (Pathumwan Princess Hotel) برگشتیم. جایی در مرکز مدرن بانکوک. مکانی که مجموع ه­ای از پاساژها، هتل­ها، گالری­های هنری و … را در خود جای داده است. عمده ­ی مراکز خرید مدرن بانکوک در این منطقه قرار دارند. بانکوک شهری مدرن و منظم است که همه­ چیز آن بر طبق نظم و مدرنیته به جلو حرکت می­کند. آرامش را می­توان در بخش­ بخش این کشور و فرهنگ آن دید. کشور پادشاهی تایلند با فرهنگی غنی و دانشی به ­روز توانسته است اقتصاد خود را با زیربنایی محکم جهت پذیرش توریست ارتقا دهد و محیطی امن فراهم کند.

روز هفتم، روز پایانی سفر ما بود. بی­شک سخت­ترین بخش سفر، وداع با آرامشی بود که در یک هفته­ ی گذشته به ­دست آورده بودیم و حالا باید آن را ترک کرده و به شهر خاکستری خود برمی­گشتیم.

 ما آنجا را ترک کردیم اما دلتنگی من برای بانکوک باقی مانده است. می­دانم که دوباره به آنجا بازخواهم گشت و در زیبایی معابد و کاخ­های آن غرق خواهم شد. در پیاده ­روهای آن قدم خواهم زد و غذاهای سنتی آن را مجدداً خواهم چشید. در نیمه­ شب با دوچرخه در اطراف کاخ گراندپلاس پرسه خواهم زد و در نور طلایی آن به رویاپردازی خواهم پرداخت.

مجله دوچرخه و طبیعت
guest
آگاه شدن از پاسخ دیدگاه
0 سوالی دارید! بپرسید
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x